گام بعدی آمریکا علیه ایران: تصرف جزیره خارگ، ایمن‌سازی اورانیوم یا خطر تشدید جنگ زمینی
جنگ با ایران

گام بعدی آمریکا علیه ایران: تصرف جزیره خارگ، ایمن‌سازی اورانیوم یا خطر تشدید جنگ زمینی

جزیره خارگ 90% صادرات نفت ایران را جابه‌جا می‌کند و تحلیلگران می‌گویند تصرف این تاسیسات می‌تواند تهران را به مذاکره بر اساس شروط آمریکا وادار کند

توسط @alexm
💬 0

با ورود جنگ آمریکا–ایران به مرحله‌ای تازه، دامنه گزینه‌های در دست بررسی از هدف‌گرفتن شریان اقتصادی و نفتی ایران در جزیره خارگ تا چشم‌انداز به‌مراتب خطرناک‌ترِ یک تهاجم زمینی، یا عملیاتی محدودتر متمرکز بر مواد هسته‌ای ایران، امتداد می‌یابد.

alexID.png

فوریت از آن‌جا ناشی می‌شود که حملات اخیر آمریکا بخش‌هایی از زیرساخت نظامی ایران را تضعیف کرده بی‌آن‌که به فروپاشی رژیم بینجامد و فشارها بر دولت ترامپ برای تصمیم‌گیری درباره گام بعدی را افزایش داده است.

هر گزینه مخاطرات چشمگیری دارد: اخلال در جزیره خارگ می‌تواند بازارهای جهانی نفت را شوکه کند، تهاجم زمینی ممکن است آمریکا را به جنگی منطقه‌ای و طولانی بکشاند، و عملیات علیه مواد هسته‌ای می‌تواند موجب تشدید درگیری شود بی‌آن‌که الزاماً تهدید را از میان بردارد.

وزیر دفاع اسرائیل: مقام ارشد ایرانی، فرمانده، در حمله کشته شد

آن‌چه در ادامه رخ می‌دهد می‌تواند نه‌تنها مسیر درگیری با ایران، بلکه ثبات عرضه جهانی انرژی و آینده برنامه هسته‌ای تهران را رقم بزند.

حملات اخیر آمریکا اهداف نظامی در جزیره خارگ، جزیره‌ای کوچک در خلیج فارس که پایانه اصلی صادرات نفت ایران است و به کانون فشار در این درگیری بدل شده، را هدف قرار داد، در حالی‌که زیرساخت‌های نفتی آن دست‌نخورده ماند؛ امری که نشان می‌دهد گام بعدی تا چه حد می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد.

تصرف یا بی‌اثر کردن جزیره خارگ

جزیره خارگ محور نظام صادرات نفت ایران است. این جزیره حدود 90% صادرات نفت ایران را جابه‌جا می‌کند و ایران اخیراً روزانه تقریباً 1.1 تا 1.5 میلیون بشکه نفت — عمدتاً به چین — صادر کرده است.

photo_2026-02-03 22.22.53.jpeg

حملات اخیر آمریکا به خارگ تاسیسات نظامی را هدف گرفت و تاسیسات کلیدی نفت را دست‌نخورده گذاشت — نشانه‌ای از این‌که واشنگتن می‌کوشد یک اهرم فشار عمده را حفظ کند بی‌آن‌که فوراً بازارهای جهانی نفت را ملتهب کند.

Abdullah Aljunaid، تحلیلگر بحرینی، به فاکس نیوز دیجیتال گفت که پس از تضعیف توانمندی‌های نظامی ایران، تمرکز آمریکا می‌تواند به فشار اقتصادی بر ایران منتقل شود.

«ظرفیت نظامی و توان تهاجمی ایران کاملاً تضعیف شده است، پس احتمالاً باید کار دیگری بکنیم»، الجنید گفت.

تصویر ماهواره‌ای تنگه هرمز را نشان می‌دهد؛ گذرگاه دریایی راهبردی که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می‌کند و برای عرضه جهانی انرژی حیاتی است. (Amanda Macias/Fox News Digital)

الجنید به نقاط راهبردی کلیدی از جمله بوشهر — شهری ساحلی در جنوب ایران در کنار خلیج فارس که میزبان تنها نیروگاه هسته‌ای فعال کشور و بندری مهم است — و جزیره خارگ، قطب اصلی صادرات نفت ایران، اشاره کرد.

«باید برخی دارایی‌های راهبردی — جغرافیا — مانند بوشهر و خارگ را از معادله خارج کنیم»، او گفت. «این دو، به‌ویژه خارگ، جواهر تاج را نمایندگی می‌کنند و بدون آن، توان اقتصادی ایران برای تأمین مالی خود از بین خواهد رفت.»

photo_2026-02-03 22.36.45.jpeg

او افزود که کنترل گلوگاه‌های دریایی کلیدی می‌تواند موازنه را بیش از پیش تغییر دهد.

«اگر ایالات متحده تصمیم بگیرد بوشهر را در دهانه تنگه هرمز در اختیار بگیرد، آنگاه به باور من واقعاً معادله‌ای متفاوت خواهیم دید که ایرانی‌ها را وادار می‌کند بر اساس شروط ما — شروط آمریکا و احتمالاً بقیه جهان — پای میز مذاکره بیایند.»

ژنرال بازنشسته جک کین استدلال کرده که آمریکا می‌تواند در صورت تصمیم، قطب اصلی صادرات نفت ایران را تصرف کند، اما تا کنون «نخواسته که اکنون این کار را انجام دهد»، او در برنامه «Sunday Morning Futures» فاکس نیوز گفت.

نمای ماهواره‌ای جزیره خارگ، واقع در خلیج فارس در نزدیکی سواحل ایران. (Gallo Images/Orbital Horizon/Copernicus Sentinel Data 2024)

کین گفت چنین اقدامی عملاً رژیم ایران را در وضعیت «کیش و مات» قرار می‌دهد، با توجه به وابستگی شدید اقتصاد آن به این جزیره.

«الان ما مالک همه دارایی‌های عمده‌شان خواهیم بود»، کین گفت. «این 50% از بودجه‌شان، 60% از درآمد، 80، 90% از نقاط توزیع نفت‌شان است.»

این دیدگاه منطق پشت سناریوی خارگ را بازتاب می‌دهد: قطع جریان نقدی رژیم بدون آغاز جنگی تمام‌عیار در عمق خاک ایران. همزمان، این واقعیت که زیرساخت‌های نفتی خارگ reportedly دست‌نخورده ماند نشان می‌دهد واشنگتن بر این باور است که خارج کردن کامل جزیره از مدار می‌تواند قیمت‌های انرژی را به‌شدت افزایش دهد و بازارهای جهانی را بلرزاند.

تاسیسات خارگ شامل ظرفیت انبارش عمده است و هر اختلال جدی در آن می‌تواند حدوداً تا 2 میلیون بشکه در روز را از عرضه جهانی حذف کند.

نسخه‌ای غیرکینتیکی نیز از این سناریو وجود دارد.

در تحلیلی که با فاکس نیوز دیجیتال به اشتراک گذاشته شد، Rick Clay که از 2003 تا 2009 به‌عنوان قائم‌مقام ارشد مشاور در عراق خدمت کرده، استدلال کرد که بیمه دریایی می‌تواند به‌عنوان یک گلوگاه راهبردی عمل کند.

استدلال او این است که نفتکشی بدون پوشش بیمه‌ایِ مورد شناسایی، به‌راحتی نمی‌تواند پهلو بگیرد، محموله را تأمین مالی کند یا در بازارهای منطبق فعالیت کند؛ به این معنا که ایالات متحده می‌تواند حتی بدون تصرف فیزیکی جزیره، نظام صادرات ایران را از نظر مالی تحت فشار بگذارد.

گزارش: ایران در زمان قطع اینترنت سراسری صدها میلیون دلار در کریپتو جابه‌جا کرد

مرحله بعدی جنگ ممکن است به این بستگی داشته باشد که واشنگتن کدام‌یک از این خطرات را می‌پذیرد. (istock)

تهاجم زمینی به «دژ ایران»

تحلیل‌های علنی مدت‌هاست جغرافیای ایران را برای ارتش‌های مهاجم بسیار نامساعد توصیف کرده‌اند؛ کوهستان‌ها و بیابان‌ها هر پیشروی گسترده‌ای را دشوار می‌کنند.

مقایسه‌های تاریخی اغلب به تهاجم ناموفق عراق در سال 1980 به ایران اشاره می‌کنند که به‌جای پیروزی سریعِ مورد انتظار صدام حسین، به جنگی طولانی و خونین تبدیل شد.

اصطلاح «دژ ایران» اغلب توسط تحلیلگران برای توصیف دفاع‌های طبیعی کشور به‌کار می‌رود — ترکیبی از رشته‌کوه‌های پهناور، از جمله زاگرس و البرز، همراه با بیابان‌ها و زمین‌های دشوار که تاریخاً، تهاجم و اشغال را بسیار دشوار کرده‌اند.

به همین دلایل، تحلیلگران می‌گویند تهاجم زمینی افراطی‌ترین — و بعیدترین — مسیر باقی می‌ماند، با توجه به وسعت، زمین و تاریخ ایران.

الجنید نکته مشابهی را مطرح کرد و یادآور شد که حتی آزادسازی کویت در سال 1991 به بیش از نیم‌میلیون نیرو نیاز داشت و هشدار داد که جنگ در داخل ایران به‌مراتب پیچیده‌تر خواهد بود.

این نگرانی با وضعیت کنونی درگیری تقویت می‌شود.

با وجود حملات مستمر آمریکا و اسرائیل و آسیب سنگین به زیرساخت‌های نظامی ایران، خود رژیم به گزارش واشنگتن پست پابرجا و سخت‌گیرتر مانده است و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌جای فروپاشی در حال تحکیم قدرت است.

به بیان دیگر، برتری هوایی به فروپاشی رژیم ترجمه نشده است؛ امری که پریدن به‌سوی اشغال را حتی دشوارتر می‌سازد.

ترامپ: آمریکا در حال «کاملاً نابود کردن» ایران است؛ «ببینید امروز چه بر سر این اراذل دیوانه می‌آید»

تصاویر Maxar Technologies پیامدهای حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات اورانیوم فردو در ایران را ثبت کرده و تونل‌های آسیب‌دیده و عملیات تعمیر را نشان می‌دهد. (Maxar Technologies)

«قرار نیست نیرو به سرزمین اصلی بفرستیم»، Clay گفت. «تنها نیروهایی که شاید ببینید، اگر اصلاً، برای از کار انداختن آن سه جزیره خواهند بود. همین.»

او افزود که برای حضور زمینیِ پایدار در داخل ایران «هیچ تمایلی» وجود ندارد و استدلال کرد که هر تغییر داخلی در نهایت به مردم ایران بستگی خواهد داشت.

«از آن نقطه به بعد، این در دست ایرانی‌ها — مردم ایران — خواهد بود که آیا قیام می‌کنند یا نه»، او گفت. «ما آسیب زده‌ایم. هنوز کمی دیگر هم آسیب وارد خواهیم کرد. کارمان تمام نشده است.»

عملیات هدفمند برای ایمن‌سازی اورانیوم

سناریوی سومی وجود دارد که هدف آن نه اشغال سرزمین، بلکه خودِ برنامه هسته‌ای ایران است.

عملیاتی محدودتر احتمالاً شامل هدف‌گیری ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران و تاسیسات عمیقاً مدفون — و احتمالاً تلاش برای یافتن، ایمن‌سازی یا از کار انداختن موادی هسته‌ای که از هوا قابل نابودی نیستند — خواهد بود.

اگرچه رئیس‌جمهور دونالد ترامپ گفت حملات آمریکا در ژوئن 2025 سایت‌های کلیدی هسته‌ای را «نابود» کرده است، تحلیلگران یادآور می‌شوند که عناصر حیاتی برنامه ایران — به‌ویژه ذخایر اورانیوم غنی‌شده و تاسیسات عمیقاً مدفون — احتمالاً دست‌نخورده مانده‌اند.

بر اساس گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA)، ایران حدود 440.9 کیلوگرم اورانیوم با غنای 60% در اختیار دارد و بیش از 200 کیلوگرم آن به‌احتمال زیاد در مجموعه تونلی زیرزمینی اصفهان نگهداری می‌شود؛ رویترز 9 مارس گزارش داد.

این موضوع اهمیت دارد، زیرا این مواد به اندازه‌ای کوچک‌اند که می‌توان آن‌ها را پنهان و جابه‌جا کرد — برخلاف زیرساخت‌های نفتی — و برخی از این تاسیسات عمیقاً مدفون گمان می‌رود که از حملات متعارف هوایی جان سالم به در برده‌اند؛ که این احتمال را مطرح می‌کند که ایمن‌سازی یا خنثی‌سازی مواد هسته‌ای ممکن است به عملیات هدفمندتر و تخصصی‌تری نیاز داشته باشد.

برای دانلود اپلیکیشن فاکس نیوز اینجا کلیک کنید

پس از گزارش‌هایی از وقوع انفجار، دود در تهران، ایران، 2 مارس 2026 به آسمان برخاست. (Contributor/Getty Images)

جزیره خارگ راهی برای تحت فشار گذاشتن اقتصاد ایران فراهم می‌کند. تهاجم زمینی امکان به‌کارگیری قاطع نیرو را به بهای بسیار سنگین پیش می‌گذارد. عملیات هدفمند علیه تجهیزات هسته‌ای مسیری محدودتر عرضه می‌کند، اما با ریسک عملیاتی بالا و بدون تضمین نهایی‌بودن.

مرحله بعدی جنگ ممکن است به این بستگی داشته باشد که واشنگتن کدام‌یک از این خطرات را می‌پذیرد.

سخنگوی کاخ سفید Anna Kelly به فاکس نیوز دیجیتال گفت: «پرزیدنت ترامپ و دولت اهداف عملیات Epic Fury را به‌روشنی ترسیم کرده‌اند: نابود کردن موشک‌های بالستیک ایران و ظرفیت تولید آن‌ها، در هم کوبیدن نیروی دریایی‌شان، پایان دادن به توان تجهیز نیابتی‌ها، و جلوگیری از دستیابی همیشگی آن‌ها به سلاح هسته‌ای.»

او افزود: «این تلاش تا زمانی ادامه خواهد داشت که پرزیدنت ترامپ، به‌عنوان فرمانده کل قوا، تشخیص دهد اهداف عملیات — از جمله این‌که ایران دیگر تهدید نظامی نباشد — کاملاً محقق شده است.»

پنتاگون از ارائه اظهار نظر خودداری کرد.

رویترز در تهیه این گزارش مشارکت داشته است.

Related articles

نظرات (0)

برای ثبت نظر لطفاً وارد شوید.
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است.