فرانسه وارد گفتمان جام جهانی ۲۰۲۶ با عمقی فوقالعاده میشود که طی دههها از طریق آکادمیها، باشگاههای محلی و یک شبکه گسترده ملی استعدادها شکل گرفته است.
با نزدیک شدن جام جهانی ۲۰۲۶ فیفا، واضحترین برتری فرانسه ممکن است بزرگتر از هر ستارهٔ منفرد باشد: این کشور میتواند بازیکنان سطح بالا را در خانه بگذارد و همچنان عمیقتر از تقریباً هر تیم دیگری در تورنمنت نگاه کند.
جام جهانی گسترشیافته در ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک میزبان ۴۸ تیم و ۱۰۴ بازی خواهد بود و اهمیت عمق ترکیب را افزایش میدهد. فرانسه که الجزیره آن را در کنار اسپانیا از مدعیان مشترک توصیف کرده است، این عمق را به بخشی مرکزی از هویت خود تبدیل کرده است.
این نکته اخیراً وقتی که مدافع بلژیکی توماس موینیه مطرح کرد فرانسه به اندازهای استعداد دارد که بتواند سه تیم تشکیل دهد که توان قهرمانی در جام جهانی را دارند، تیزتر شد. آن ادعا بیشتر تحریکآمیز است تا اثبات. اما وسعت مخزن بازیکنان فرانسه چندان مورد تردید نیست.
الجزیره، با استناد به ارزشگذاریهای Transfermarkt، محاسبه کرد که یازده نفر از بازیکنان فرانسوی خارج از فهرست ۲۶ نفره ارزشی معادل ۴۱۸ میلیون یورو خواهند داشت، بهطور متوسط ۳۸ میلیون یورو برای هر بازیکن. فهرست شامل Lucas Chevalier، Pierre Kalulu، Leny Yoro، Adrien Truffert، Boubacar Kamara، Eduardo Camavinga، Moussa Diaby و Junior Kroupi بود. به این سنجش، گروه کنار گذاشتهشده در میان پنج تیم ملی باارزشترین قرار میگرفت و از پرتغال، برزیل، هلند و قهرمان فعلی جهان، آرژانتین، جلوتر بود.
فرانسه بهطور اتفاقی به این نقطه نرسیده است. خط لولهٔ مدرن از دل دههها ناامیدی رشد کرد، زمانی که تیمهای فرانسه بارها از تبدیل استعداد به جامهای بزرگ ناتوان بودند، از دهه ۱۹۳۰ تا دهه ۱۹۷۰. اوایل دهه ۱۹۷۰، سرمربی تیم ملی Georges Boulogne فدراسیون فوتبال فرانسه را به سمت مدلی جدید مبتنی بر مراکز آموزش رسمی سوق داد، معروف به Centres de Formation.
دولت فرانسه از این برنامه حمایت کرد و ۱۶ مرکز ایجاد شد. اولین مرکز در سال ۱۹۷۴ افتتاح شد و سایت اصلی در ویشی قرار داشت. این سیستم به طور گسترده از سراسر فرانسهٔ اصلی و از مناطق فراساحلی جذب انجام داد و به بازیکنان جوان مسیر ساختارمندی برای رسیدن به فوتبال حرفهای و تیم ملی داد.
نتایج فوری یا خطی نبودند. فرانسه در سال ۱۹۸۴ قهرمان اروپا و برنده طلای المپیک شد و در دهه ۱۹۸۰ به دو نیمهنهایی جام جهانی رسید، سپس برای جامهای جهانی ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴ نتوانست صعود کند. با این حال تا سال ۱۹۹۸، نسل آکادمیها ستون فقرات تیمی شد که در خانه قهرمان جام جهانی شد.
Bernard Lama، دروازهبان و کاپیتان سابق فرانسه، به الجزیره گفت تیم ۱۹۹۸ نقطهٔ عطفی از تیمهای بااستعداد دوران Michel Platini بود. «تفاوت با نسل ما این بود که همهٔ بچهها از آکادمیها بودند،» Lama گفت. «و ما برای بردن یک عنوان گرسنه بودیم. و همچنین یک استعداد استثنایی داشتیم با Zinedine Zidane.»
فرانسه از آن زمان در سطح بالا باقی مانده و به فینالهای جام جهانی ۲۰۰۶ و ۲۰۲۲ رسیده و در ۲۰۱۸ قهرمان تورنمنت شده است.
مدل فرانسوی تنها طرحی از سوی فدراسیون نیست. قدرت آن از همپوشانی بین ساختار ملی، آکادمیهای باشگاهی، تیمهای آماتور و فرهنگهای غیررسمی فوتبال در جاهایی مانند منطقه پاریس ناشی میشود. Franck Bentolila، مدیر در INF Clairefontaine، به الجزیره گفت فوتبال از اوایل زندگی در فرانسه تعبیه شده است، با کودکی که «یک توپ فوتبال زیر پایش» دارد و دسترسی به امکانات فراهم است.
مربی و دیدهبان باسابقه Stephane Nado فرمول فرانسوی را ترکیبی از کار، ساختار و سازمان توصیف کرد. «بازیکن مرکز، قلب پروژه است،» او گفت و افزود که آموزش و پیوندهای خانوادگی همچنان بخشی از فرایند توسعه باقی میمانند.
در Clairefontaine، تمرینها غرایز فردی فوتبال خیابانی را با سازماندهی تاکتیکی ترکیب میکند: دوئلهای کوچک، ضربهٔ اول، دریبل و کارهای مالکیت توپ. Bentolila گفت مرکز ملی بهطور فزایندهای بر گروههای سنی جوانتر متمرکز شده، در حالی که باشگاهها مسئولیت بیشتری برای prospectsهای بزرگتر برعهده میگیرند.
اکوسیستم وسیعتر نیز تغییر کرده است. Bentolila پاریس را در کنار سائو پائولو یکی از غنیترین مناطق استعداد جهان دانست و به آکادمیهای خصوصی، باشگاههای آماتور و کودکانی اشاره کرد که روزانه در محیطهای رقابتی بازی میکنند. به گفتهٔ او، برخی باشگاههای آماتور نسبتاً ناشناس ناحیه پاریس میتوانند تیمهای جوانان باشگاههای حرفهای بزرگ را شکست دهند زیرا بازیکنان آنها تحت فشار مداوم رشد کردهاند.
عمق فرانسه همچنین با مهاجرت و پیوندهای فراساحلی آن مرتبط است. Lama به بازیکنانی با ریشه در آفریقا، گویان فرانسه و مارتینیک اشاره کرد و در عین حال تأکید کرد که بسیاری از نسل فعلی محصول بازی داخلی هستند که در فرانسه متولد یا پرورش یافتهاند. او از Kylian Mbappe، Ousmane Dembele و Desire Doue بهعنوان مثالهایی نام برد که میتوانند بهصورت انفرادی بازیها را تغییر دهند.
این ترکیب — آموزش با پشتوانهٔ دولتی، باشگاههای قوی، رقابت محلی و پایهٔ اجتماعی گسترده — فرانسه را به یکی از مولدترین صادرکنندگان بازیکن در فوتبال و رقیبی دائمی در جام جهانی تبدیل کرده است. پرسش بیپاسخ برای ۲۰۲۶ این نیست که آیا فرانسه بازیکنان کافی دارد؛ بلکه این است که آیا عمیقترین مخزن استعداد در فوتبال جهان بار دیگر قابل تبدیل به یک عنوان خواهد بود یا نه.
نظرات (0)